پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - مهاجران امريكايي با چهرهي جديد و مأموريت قديمي
مهاجران امريكايي با چهرهي جديد و مأموريت قديمي
يحيي اسمر
در سراسر جهان اسلام و به ويژه در كشورهاي عربي، در حال حاضر طبقهاي از مهاجران غربي كه معمولاً امريكايي هستند، مشغول زندگياند و با شكوه و رفاه تمام در اين كشورها به سر ميبرند و نقش آنها هنوز روشن و شفاف نيست.
اين افراد به مثابه بخشي از نئوامپرياليسم غربي و در قالب نخبگان يا در قالب طبقهاي از افراد خانه به دوش در مجامع تجاري و دانشگاهي كشورهاي عربي و اسلامي حضور دارند. گرچه بسياري از آنان ساليان دراز عمر خود را خارج از ايالات متحده امريكا سپري كردهاند، هنوز تبعيت و وفاداري خود را نسبت به اين كشور از دست ندادهاند و بندرت با زباني غير از زبان مادري خود(انگليسي امريكايي) صحبت ميكنند، و حتي آداب و رسوم كشور خود را با آداب و رسوم كشورهاي ميزبان عوض نميكنند.
در حقيقت ميتوان گفت كه بخشي از اعتبار آنها نهفته در هويت امريكاييشان در زمان كوچ از موطن خود است. اين مهاجران و يا بهتر بگوييم افراد راندهشده از موطن خود را ميتوان در دستههاي گوناگون و رنگارنگي تقسيم كرد.
يهوديان، مسيحيان، همجنسبازان، مسيونرها (مبلغان دين مسيح) و حتي جاسوسهاي سازمانهاي مختلف جاسوسي را در موقعيتهاي مناسب و مقامات مختلف در كشورهاي اسلامي ميتوان يافت. در كشورهاي حوزه خليج فارس كه اعلام و اعلان دين بر روي ويزا لازم است و معمولاً مهر ويزاي اسراييل در پاسپورت ورودي هنوز ممنوع است، ميتوان يهودي صهيونيستي را در مجامع دانشگاهي اين كشورها بسادگي يافت. آنان به سادگي ميتوانند پيشرفت كنند و معني گنگ و مبهم «يهود» Jew را به يك «هويت ديني» ترقي دهند. اما اكثر گروندگان قوم و دين يهود افراد مذهبي نيستند. به سادگي ميتوان در بين آنان، افراد ملحد، بيدين، طرفدار آيين بودا و برخي فرقههاي ديگر را يافت. براي مثال در كويت، يهوديانِ صهيونيست توانستهاند مشكل ويزاي خود و مسايلي را كه در آن وجود دارد، حل كنند و خود را به برخي سازمانها از قبيل سازمانهاي روشنفكري، بين مذاهب ارتقا دهند.
در يكي از دانشگاههاي خليج فارس، دانشجويان اخيرا يك استاد يهودي امريكايي را كه گفته ميشود جزء همجنسبازان و طرفدار آنان است، اخراج نمودهاند. آنان دريافتند كه اين استاد يهودي امريكايي در حال نگارش رساله دكتراي (PHD) خويش بوده است كه در آن از برنامههاي همجنسبازي دوستانه در مجامع دانشگاهي، سخن به ميان آمده است. اين رساله در مورد چگونگي ريشه كن كردن و از بين بردن ترس از همديگر و چگونگي توسعه برنامههاي همجنسبازي دوستانه در يكي از دانشگاههاي ايالات متحده نوشته شده و او هنوز نيز ارتباط و نزديكي خويش را با سازمان «حقوق همجنسبازان» ايالات متحده امريكا حفظ كرده است. او در نهايت از سمت خويش در كويت استعفا كرد و از اين اتهام كه محيط و پيرامون دانشگاه محيطي «ضد يهودي» است، استفاده سياسي كرد. اما براي هر استعفايي كه او از سمت خويش مينوشت، يك جين مناصب و موقعيتهاي جديد پيش روي او بود.
در يكي ديگر از دانشگاههاي خليج فارس، وقتي كه يكي از اعضاي امريكايي هيأت علمي اين دانشگاه، پس از راهپيمايي دانشجويان عرب ـ كه در همبستگي با فلسطينيان در زمان بالاگرفتن انتفاضه پاييز سال ٢٠٠٠ ميلادي بود ـ از دانشگاه به خاطر خصومت آنان شكايت كرد. مقاماتِ اجرايي دانشگاه، دانشجويان را توبيخ و سرزنش كردند و هرگونه تظاهرات را ممنوع كردند.
زماني كه تعداد قليلي از امريكاييان مهاجر (در سرزمينهاي اسلامي) براي اولين بار چشمان خود را به خارج از ايالات متحده امريكا باز كردهاند، اين نكته قابل فهم بود كه آنها دروغهاي صهيونيست را بلعيدهاند و تبليغات آنان را باور كردهاند. اكثر آنان طرفداران و حاميان جدّي استعمارگري صهيونيستي هستند و خندهدارتر از همه اين است كه به آنان اجازه داده ميشود تا مناصب و موقعيتهاي اجرايي و اداري خوبي در كشورهاي مسلمان براي خود كسب كنند.
در ميان گروههايي از قشر مهاجران كه توانستهاند در جهان اسلام به مناصب و موقعيتهايي دست پيدا كنند، ميتوان به مسيونرهاي امريكايي نيز اشاره كرد.
مسيونرهاي امريكايي از زمان ساموئل زوامبر (SamuelZwember) كه فعاليتهاي خود را از پاكستان تا اندونزي و در طول سرزمينهاي عربي افريقايي گستراندند، بهخوبي دريافتند كه مسلمانان بهندرت دست از اسلام ميكشند. بنابراين آنان تمامي توجه و كار خود را براي تضعيف اسلام بهكار بردند. فعاليتهاي آشكار مسيونرها (مبلغان مسيحي) در حال حاضر نيز در سرزمينهاي اسلامي ممنوع است، اما اين قوانين شامل مهاجراني كه در ظاهر به دلايل ديگري در كشور مشغول كار هستند، نميشود. بنابراين مسيونرهاي امريكا شروع به گشودن جبهه جديدي كردند. اين جبهه جديد، چيزي نبود جز جبهه تجاري؛ به ويژه در كشورهايي از جهان اسلام كه محدوديتها را براي مالكيت خارجي تجار و منابع و ذخاير مرتفع كرده بودند. در حال حاضر اين مسيونرها از طريق فرانتيرز (Frontiers) كه يك سازمان مسيونري واقع در ايالات متحده امريكا است (www.frontiers.org)كشورهايي چون مالزي، اندونزي و برونئي را هدف خويش قرار دادهاند.
مادامي كه يهوديان، همجنسبازان و مسيونرها در ميان مهاجران يافت ميشوند، نبايد اين احتمال را ناديده گرفت كه هرگونه افكار و عقايد غربي و امريكايي، به شكل ديگر و در قالبي نو ـ به مانند فرهنگ ليبراليسم و آزادي مفرط و فمنيستي ـ از طريق آنان در سرتاسر كشورهاي اسلامي سرازير شود.
آنان حتي در قالب گروههاي كُر ظاهر ميشوند و ايدئولوژي امريكايي ليبراليسم را از طريق برنامههاي خود به تصوير ميكشانند. بسياري از آنان نيز كار خود را با گروههاي صلح آغاز ميكنند و به زندگي خارج از ايالات متحده روي ميآورند و البته بهندرت از هويت بومي خود، اندكي دست ميكشند.
براي بسياري از داوطلبان گروههاي صلح (جوخه)، گام بعدي سازمان جاسوسي امريكا (CIA) است و بسياري از مهاجران امريكايي، روابط خود را با سازمانهاي جاسوسي امريكا حفظ ميكنند و اين در حالي است كه آنها در بخشهاي گوناگون كاري ـ خصوصي و عمومي ـ در كشورهاي جهان اسلام مشغول به كارند.
براي مثال پس از انقلاب اسلامي ايران و تصرف سفارت (لانه جاسوسي) امريكا در تهران ليستي از جاسوسان امريكايي موجود در جهان اسلام افشا شد و تصفيه جاسوسان امريكايي در بيروت در دهه ١٩٧٠ شكل گرفت. آن دسته از جاسوسان امريكايي كه جان سالم به در بردند، موقعيت خويش را تغيير دادند و با شكل جديدي در قالب مهاجرين امريكايي در مجامع دانشگاهي و تجاري سرزمينهاي اسلامي مشغول به كار شدند.
مهاجرين امريكايي معمولاً در خصوص مساله برتري ارزشهاي امريكايي، ديد خصمانهاي دارند و احترام بسيار كمي براي ارزشهاي محلّي قائل ميشوند. آنان خود را افرادي مينگرند كه مأموريت دارند تا پادوهاي عقبافتاده و وحشي را از طريق به اصطلاح تمدن امريكايي متمدّن و پيشرفته كنند؛ اما اين خود يك خيال باطل و خنده آور است كه امريكايي كه خود با انوع و اقسام چالشهاي اقتصادي روبروست و روز به روز اين چالش در سيستمهاي آن رو به افزوني است و خود باهرج ومرج بسيار دست به گريبان است، بتواند جهان را متمدن سازد!
امريكاييان مهاجر با ايجاد رابطه با سفارتخانههاي محلّي، به نقش ميانجي و واسطه را ميان نهادهاي محلّي و مقامات رسمي امريكايي بازي ميكنند.
براي مثال، براي سفارتخانههاي امريكا اين يك امر متداول است كه افرادي را به عنوان سخنران مهمان به دانشگاههاي عربي واسلامي بفرستند، تا با بررسي وضعيت دروسي كه مهاجرين ميخوانند، موقعيت امريكا را در عرصه منطقهاي و بينالمللي ارتقا بخشند وسعي كنند كه مهاجريني را كه درهيأت علمي اين دانشگاهها مشغول به كارند و آن عده كه به عنوان سخنران مهمان به اين دانشگاهها ميروند، در راهي به كار گيرند تا چهره عمومي متزلزل شده امريكا را در جهان اسلام بازسازي كنند. اين امر به كرّات ديده شده است كه مجامع مختلف رسمي امريكايي اين گونه كارها را در راستاي اهداف و مقاصد خويش انجام دادهاند تا بار ديگر با تغيير چهرهاي مجدد، جاي پاي جديدي در جهان اسلام بازكنند. به اين ترتيب، مهاجران امريكايي به عنوان عوامل امريكا در جهان اسلام و عرب عمل ميكنند.
مهاجرين امريكايي در كشورهاي اسلامي ميزبان خود، چونان پادشاه و ملكه رفتار ميكنند. بسياري از آنان ماليات نميپردازند و حقوق آنان بسيار بيشتر از مبلغ دريافتي در ايالات متحده امريكا است. همچنين دريافتِ خانههاي مجلل بدون اجاره و ساير مزاياي جنبي از قبيل استخر شنا، عضويت در كلوپهاي كشور، سونا و دسترسي آسان به مشروبفروشيها و كلوپهاي شبانه از جمله اين مزايا است.
علاوه بر همه اين مطالب، مهاجرين امريكايي پول بيشتري دريافت ميكنندو از زندگي بهتري بهره ميبرند كه هرگز اين زندگي را در ايالات متحده نميتوانستند براي خود مهيّا كنند.
مترجم: سيد محمد موسوي